تبليغاتX
اسرار ماورا - آنکه مرا بجوید می یابد و آنکه مرا بیابد عاشقم می شود و آنکه عاشقم شود...(حدیث قدسی)

 

خداوند متعال فرمود:

من طلبنى وجدنى و من وجدنى عشقنى احبنى و من احبنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلىّ ديته و انا ديته و من علىّ ديته
فاناديته...

هر كه به جستجوى من بر آيد مرا مى‏يابد و هر كه مرا پيدا كند دوستم خواهد داشت و هر كه من را دوست بدارد عاشق و شيفته من خواهد شد و هر كه چنين باشد من نيز عاشق او خواهم بودو هر كه من عاشق او باشم در اين راه او را خواهم كشت و شهيد عشقش خواهم نمود و هر كه ازسوى من شهيد عشق شود خونبهاى او بر عهده من خواهد بود و من خود ديه و خونبهاى وى هستم ...

 

به صراحت تاريخ و احاديث، امام حسين(ع) بيشترين محبت و شيفتگى را نسبت به خداوند داشت و وجودش سرشار از محبت خدا بود. از ميان آن همه حالات، داستانها و روايات و اخبار، همين يك جمله بعنوان نمونه براى ما كافى است. جمله‏اى كه از مهمترين فرازهاى مناجات او در عصر عرفه در صحراى عرفات با خداى خويش است:

چه هنگام از نظرم پنهان بوده ای که برای بودنت محتاج دلیل شوم و چه هنگام از من دور بوده ای در حالیکه نشانه هایت هر لحظه مرا به وصلت مشتاق تر می کند؟

کور باد چشمی که نگاه مراقب تو را بر خود نبیند! نابود باد خانه ی دلی که از عشق تو چیزی در خود ندارد!

امام حسین (ع) دلش براى خدا پر ميزد و همچون ديگر پيشوايان اسلام، با آن‏همه عشق و محبت به ذات اقدس ربوبى، بيشترين احساس ابهت و جلال و جمال و عظمت نسبت به پروردگار متعال را در وجود خود همراه داشت كه در موارد گونه‏گون تجلى و بروز مى‏كرد.

امام حسين(ع) تا پايان عمر، تا روز شهادتش، بلكه تا ساعت و حتى لحظه شهادت اين ارتباط ناگسستنى و آن عشق سوزان به محبوب واقعى خود را به همراه داشت. در روز شهادت هر چه به زوال ظهر نزديك مى‏گرديد و ساعات بحرانى جبهه كربلا نزديك‏تر مى‏شد آن عاشق دلباخته با سپرى شدن ساعات فراق و نزديك شدن وعده وصل قيافه‏اش مصمم‏تر، رنگ او برافروخته‏تر، سيمايش گلگون‏تر و چهره‏اش شكفته‏تر مى‏گرديد و وجد و شور مخصوصى در امام مشاهده مى‏شد.

 برخى از مقتل نگاران آورده‏اند كه در ساعت آخر براى يك لحظه اشراقى بر دل نورانى امام حسین (ع) تابيدن گرفت، و در آن احساس نمود كه وى از سوى خداوند مجاز است زنده بماند و يا به وصل دوست بار يابد. اين ارتباطى است ناگفتنى و پيامى است برون از شرح و وصف. امام حسين(ع) كه در حال و هواى ديگرى بود و جز به معبود ومعشوق نهايى خود نمى‏انديشيد ديدار خداوند را بر بقاء در اين دنياى ناسوتى برگزيد و آن خداى دوستى، وى را به سوى دوست فرا خواند...

 حتى امام حسين (ع) در لحظه شهادت تبسم بر لبان خود داشت و خندان و شاداب بود. او آرام و شاد و بشاش و متبسم و خندان است. شمر از او سر مى‏بريد اما وى چون گل شكفته است چرا كه وظيفه خود را به انجام رسانيده و اينك در آستانه وصال با معبود و معشوق ومحبوب خويش است. آرى اين است نتيجه عشق و معرفت به پروردگار، و اين است نتيجه اداء تكليف و انجام مسؤوليت و وظيفه. آرامش خاطر و سكون و طمأنينه حاصل ارزشمند خروج از عهده تكليف است و چه موهبتى از اين ارزشمندتر. 

پيامبر اسلام(ص) از زمان پيشين پيرامون اصحاب امام حسين(ع)، آن عاشقان كوى دوست و شيفتگان وصال يار چنين فرموده بود:

 لا يجدون الم مس الحديد

 آنان درد و رنج و اصابت اسلحه آهن را نمى‏يابند

 چگونه مى‏شود نيزه و خنجر به بدنى فرو رود و بيرون كشيده شود و خون جارى گردد لكن احساس سوزش و درد در ميان نباشد؟ پاسخ اين است كه اينان چنان شيفته و دلباخته كوى دوست و راهى به سوى آن ديار بودند كه سر از پا نمى‏شناخته و برخورد با سلاح‏هاى گوناگون را به چيزى نمى‏گرفتند و كوچك‏ترين اعتنائى به آن نداشتند و چنان در راه اداى تكليف و انجام وظيفه اسلامى و انسانى خود سرمست موفقيت و كاميابى بودند كه به هيچ چيز ديگر نمى‏انديشيدند. جائى كه ياران و اصحاب امام حسین (ع) چنين بودند خود آن وجود عاشق مصداق بارز این آیه مبارکه بودند که می فرماید:

... والذين آمنوا اشد حبا للّه

... و آنانکه ایمان دارند بیشترین محبت را نسبت به خدا دارند...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:45  توسط اسرار ماورا  |